فرهنگ معین - صفحه 13
- تیتال
- مسطح
- جا گرفتن
- لهف
- مشی کردن
- مکروب
- بیب
- سپر افکندن
- تنکر
- امان دادن
- علقة
- اشافی
- پماد
- دنب
- روزگار رفته
- برفنج
- نهمار
- قطیع
- توغل
- مکافات
- روی هم رفته
- ذوالقوافی
- پس اوردن
- اعدی
- زخمه ساختن
- روال
- چسکی
- پالایش
- غزل سرا
- چاروادار
- گستاخی کردن
- گزان
- هواخواه
- گرگ اشتی
- مندخانی
- اختن
- راه نرفته
- انفاذ
- سگک
- آشفتهدماغ
- حیازت
- فنودن
- کوهان
- داو زدن
- چنین
- لب شیرین کردن
- باد خان
- آهستهکار
- اشك
- بیباک
- خیریه
- ولی کردن
- بزمرغ
- مفیق
- اقتراف
- سترونی
- پشت به پشت دادن
- سکج
- نازش
- کرمند