خوش حساب

لغت نامه دهخدا

خوش حساب. [ خوَش ْ / خُش ْ ح ِ ] ( ص مرکب ) خوش معامله. آنکه در معامله دغلکاری ندارد. آنکه در داد و ستد و وام خواهی و وام گیری راست کردار است.
- آدم خوش حساب؛ آنکه دین خود رابموقع و بدون معطلی می پردازد. مقابل بدبده. مقابل بدحساب.

فرهنگ معین

( ~. حِ ) [ فا - ع. ] (ص مر. ) کسی که وام و بدهی خود را در سر وعده پرداخت کند.

فرهنگ عمید

ویژگی کسی که بدهی خود را سر موقع و بی تٲخیر می پردازد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که وام و بدهی خود را در سر وعده پرداخت کند مقابل بد حساب.
خوش معالمه آنکه در معامله دغلکاری

ویکی واژه

کسی که وام و بدهی خود را در سر وعده پرداخت کند.

جمله سازی با خوش حساب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از بهر بد حساب بود گیرودار حشر زان گیرودار تا برهی خوش حساب باش

💡 خوش حسابی چو مکافات در این عالم نیست نشوی غافل از امروز که فردایی هست

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز