رفیقه

مترادف‌ها

همراه، همدم، دوست

متضادها

دشمن

فرهنگ معین

(رَ قِ ) [ ع. رفیقة ] (اِ. ) مؤنث رفیق، دختر یا زنی که با مردی که همسرش نیست، رابطة عاشقانه داشته باشد.

ویکی واژه

رفیقة
مؤنث رفیق، دختر یا زنی که با مردی که همسرش نیست، رابطة عاشقانه داشته باشد.

جمله سازی با رفیقه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 این سوره را سه نام است: سورة الحوارییّن، سورة عیسی، سورة الصف. چهارده آیت است. دویست و بیست و یک کلمه و نهصد حرف. جمله به مدینه فرو آمد بقول بیشتر مفسّران و قال عطاء هی مکیّة. درین سوره نه ناسخ است و نه منسوخ. و یروی عن ابیّ بن کعب قال: قال رسول اللَّه (ص): «من قرأ سورة عیسی کان عیسی مصلّیا مستغفرا له ما دام فی الدنیا و یوم القیامة هو رفیقه.

💡 از فیلم‌هایی که وی در آن نقش داشته‌است، می‌توان به اولیس، تئودورا، ملکه زرخرید، رفیقه‌ها، احساس مالکیت، دیوارهای مالاپاگا، مسیر نفرت و پوچینی اشاره کرد.

💡 لم یزل کان مذکورا قبل القبل و بعد البعد و الجواهر و الالوان جوهره صفویّ، کلامه نبویّ، حکمه علوی، عبارته عربیّ، و لا مشرقی و لا مغربی، حسبه ابوی، رفیقه ربوی، صاحبه اموی، ما خرج من میم محمد، و ما دخل فی حائه احد.

💡 او همیشه می‌گفت که زندگی بدون یک رفیقه وفادار و دلسوز، مانند سفری در بیابان سوزان بدون داشتن ذره‌ای آب و راهنماست.

💡 در روزهای سخت و پر از تنهایی، داشتن یک رفیقه که همیشه در کنار آدم باشد، می‌تواند بزرگترین تسلی برای روح خسته باشد.

💡 آن دختر با لبخندی مهربان به رفیقه قدیمی خود نگاه کرد و یاد دوران کودکی و بازی‌های بی‌پایانشان در کوچه پس کوچه را مرور کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران