متشبث. [ م ُ ت َ ش َب ْ ب ِ ] ( ع ص ) درآویزنده بچیزی و چنگ درزننده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). کسی که چیزی را با قوت بدست می گیرد. ( ناظم الاطباء ). || آن که فرو می کند ناخن های خود و یا چنگال خود را. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تشبث شود.
(مُ تَ شَ بِّ ) [ ع. ] (اِفا. ) آویخته، چنگ زننده.
کسی که به چیزی چنگ می زند و به آن درمی آویزد.
تشبث کننده، کسی که چنگ درچیزی بزندوبه آن در آویزد
( اسم ) در آویزنده بچیزی چنگ زننده متوسل جمع: متشبثین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سوم: انكار بر بودن كتابى كه خبر از آن اخذ شده از مؤ لف آن و نسبت دادن شيعه را به اين تدليس كه ايشان، خود كتابى نويسند و به علماى ما نسبت دهند و اين كتاب موضوع ازبراى شرح اين مطلب نيست تا آشكار شود كه مدلس مفترى غريق متشبث به هر حشيش كيست؟
💡 البته آنها براى تحريف به مجاهدات و جنگهاى اسلامى متشبث مى شوند در حالى كه ازبررسى جنگهاى اسلامى به خوبى آشكار مى شود كه قسمتى از اين جنگها جنبه دفاعىداشته، و قسمت ديگرى كه جنبه جهاد ابتدائى داشته است براى كشورگشائى و اجبارافراد به آيين اسلام نبوده بلكه براى واژگون كردن نظامات غلط و ظالمانه و اجازهيافتن مردم براى مطالعه آزاد درباره مذهب و شيوه هاى زندگى اجتماعى بوده است.
💡 هـمـان كـسـى را كـه تا چند لحظه قبل مجنونش مى خواند اكنون به عنوان عليم از او نام مىبرد! و چنين است راه و رسم جباران كه گاه در يك جلسه چندين بار چهره عوض مى كنند، وهر زمان براى رسيدن به مقصد خود به دستاويز تازه اى متشبث مى شوند.