يمثل

🌐 نشان دهنده آن است

«يمثل» یعنی نمایش دادن، نمایندگی کردن، مثال آوردن، یا مجسم کردن. این فعل بسته به جمله می‌تواند به معنای نقش بازی کردن، نماینده بودن، یا نمونه و مثال بودن باشد. در زبان عربی معاصر، «يمثل» بسیار رایج است، هم در زمینه تئاتر و سینما و هم در معنای «نمایندگی کردن».

دیکشنری عربی به فارسی

📌 نشان دهنده

📌 نمایندگی

📌 تشکیل دهنده

📌 علامت‌ها

📌 حاضر

📌 حساب‌ها

جمله سازی با يمثل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كل إرج يمثل كمية ضئيلة من الطاقة في الفيزياء.

هر ارگ در فیزیک نشان دهنده مقدار بسیار کمی انرژی است.

💡 تم إنجاز اللوحة في أربعة أرباع، كل منها يمثل فصلًا.

این نقاشی در چهار ربع تکمیل شد که هر ربع نمایانگر یک فصل است.

💡 هذا الكتاب مهم جدًا بالنسبة لي، لأنه يمثل عشقي الحقيقي للتاريخ.

این کتاب برای من خیلی مهم است، چون نشان‌دهنده‌ی علاقه‌ی واقعی من به تاریخ است.

💡 إله البحر تيتان أوشينوس يمثل المياه الشاسعة والمتدفقة في الأساطير.

خدای دریا، تیتان اوکئانوس، در اساطیر، نمایانگر آب‌های وسیع و روان است.

💡 أزال المصحح يیین من السطر الأخير لأنه لا يمثل كلمة مفهومة.

مصحح، حرف «ین» را از سطر آخر حذف کرده است، زیرا نمایانگر کلمه‌ای قابل فهم نیست.

💡 يهتمّ الباحثون بحفظ ذلك الأثر لأنه يمثل جزءًا مهمًا من التراث.

محققان به حفظ این اثر باستانی علاقه‌مند هستند زیرا بخش مهمی از میراث را نشان می‌دهد.

کلمات مرتبط