اعاق

🌐 مانع

این واژه معمولاً صورت «أعاق» از ریشه «عوق» است و به‌معنای «مانع شد، بازداشت، دچار اختلال کرد» می‌آید. در فارسی می‌توان آن را «مانع شدن» یا «مختل کردن» دانست؛ مثلاً چیزی که حرکت یا پیشرفت را متوقف می‌کند.

فعل (verb)

📌 مانع

📌 مانع شدن

📌 بلوک

📌 شیرین کاری

📌 خفه کردن

📌 عقب انداختن

جمله سازی با اعاق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وقد اعاق رفض زعيمة تايوان تساي إينغ وين للاعتراف بتوافق 1992، التي تؤكد على سياسة الصين الواحدة، الاتصالات عبر المضيق.

امتناع تسای اینگ-ون، رهبر تایوان، از به رسمیت شناختن اجماع ۱۹۹۲ که بر سیاست چین واحد تأکید دارد، ارتباطات دو سوی تنگه تایوان را مختل کرده است.

💡 كان أمام المبنى ضخام ٌ من الصخور، مما أعاق حركة السيارات في الطريق الجبلي.

جلوی ساختمان سنگ‌های عظیمی قرار داشت که مانع حرکت خودروها در جاده کوهستانی می‌شد.