يضعها
🌐 او آن را قرار میدهد.
قید (adverb)
📌 قرارش بده
صفت / وجه وصفی (adjective / participle)
📌 قرار داده شده
جمله سازی با يضعها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بحث الطفل في الصندوق عن مواه صغيرة يضعها في حقيبته المدرسية.
کودک در جعبه دنبال اسباببازیهای کوچکی گشت تا آنها را در کیف مدرسهاش بگذارد.
💡 إلى أحذيته التي ال ينام قبل أن يطمئن على دخولها في صناديقها كأنها أطفال يضعها في الفراش
به سراغ کفشهایش میرود که تا مطمئن نشود در جعبههایشان هستند، نمیخوابد، انگار بچههایی هستند که در رختخوابشان میگذارد.
💡 كتب الطبيب ملاحظاته بدقة للثقة التي يضعها المرضى في نصيحته.
دکتر به دلیل اعتمادی که بیماران به توصیههای او دارند، یادداشتهایش را با دقت مینوشت.
💡 يلفها ركابي بعناية في عدة طبقات من ورق الجرائد ثم يضعها في كيس يتأبطه ويقول لمساعديه بمرح: بعد أن ينتهي ركابي من عمله آخر الليل
رکابی آن را با دقت در چندین لایه روزنامه میپیچد، سپس آن را در کیفی که زیر بغلش دارد میگذارد و با خوشرویی به دستیارانش میگوید: رکابی بعد از اینکه کارش را آخر شب تمام میکند
💡 قبلَ السفرِ يضعها الأبُ في الخزانةِ حتى تبقى بعيدةً عن الأطفالِ.
قبل از سفر، پدر آن را در کمد میگذارد تا از دسترس بچهها دور بماند.
💡 ربما بسبب منتجات الشعر التي يضعها وتتسرب إلى طيات مخه.
شاید به خاطر محصولات مویی است که به کار میبرد و به لایههای مغزش نفوذ میکنند.