وضعتها

🌐 گذاشتمش.

یعنی «آن را گذاشت» در حالتی که ضمیر مفعولی مؤنث است یا مرجع آن مؤنث باشد؛ یا به‌طور کلی «او آن را گذاشت / قرار داد»، با اشاره به چیزی مؤنث. بسته به جمله، می‌تواند به معنی «آن (مؤنث) را وضع کرد» هم باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 توسعه یافته توسط

📌 تنظیم شده توسط

📌 تأسیس شده توسط

📌 او را قرار دهید

📌 تهیه شده توسط

📌 وضع شده توسط

جمله سازی با وضعتها

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يبدو أن للخري قد يُقصد بها لفظ غير شائع، لذلك وضعتها في جملة توضيحية عن السياق.

به نظر می‌رسد که کلمه «الخری» ممکن است به عنوان یک اصطلاح غیرمعمول در نظر گرفته شده باشد، بنابراین من آن را در جمله‌ای قرار دادم که زمینه را توضیح دهد.

💡 قرأتُ داثَ الرسالةِ ثم وضعتها على الطاولةِ.

نامه را خواندم و بعد آن را روی میز گذاشتم.

💡 هذه كلمةٌ نادرة، وقد وضعتها هنا في جملةٍ لغويةٍ للتدريب فقط.

این یک کلمه نادر است و من آن را فقط برای تمرین در یک جمله زبانی آورده‌ام.

💡 في الفندق، سألتُ الموظف: أين خزانتي؟ لأنني لم أجد الملابس التي وضعتها صباحًا.

در هتل از کارمند پرسیدم: کمد من کجاست؟ چون لباس‌هایی را که صبح گذاشته بودم، پیدا نکردم.

💡 كتبتُ ملاحظتي على بورقة صغيرة ثم وضعتها داخل الكتاب حتى لا أنساها.

یادداشتم را روی یک کاغذ کوچک نوشتم و بعد آن را داخل کتاب گذاشتم تا فراموشش نکنم.

💡 لم أجدْ استعمالًا عربيًا فصيحًا شائعًا لكلمةِ سارهقه، لكنني وضعتها هنا كما هي في النصِّ.

من کاربرد رایج و فصیحی از کلمه «صراحقه» در زبان عربی پیدا نکردم، اما آن را همانطور که در متن آمده است، اینجا می‌آورم.

💡 لم أجدْ معنى واضحًا لكلمةِ صيک في هذا السياقِ، لذلك وضعتها كما هي داخل جملةٍ قصيرة.

من معنی واضحی برای کلمه «سیک» در این متن پیدا نکردم، بنابراین آن را به همین صورت در یک جمله کوتاه آوردم.

💡 لم أتعرف على معنى سيوان بدقة، لذا وضعتها كما وردت في القائمة.

من معنی دقیق سیوان را نمی‌دانستم، بنابراین آن را همانطور که در لیست آمده بود، قرار دادم.

💡 خرجت رائحة عطرية منها عندما وضعتها على الطاولة.

وقتی آن را روی میز گذاشتم، بوی خوشی از آن متصاعد شد.

💡 لم أتمكنْ من التأكدِ من الاستعمالِ الشائعِ لكلمةِ صيلحي، لكني وضعتها في سياقٍ لغويٍّ عام.

من نتوانستم کاربرد رایج کلمه «سیلاهی» را تأیید کنم، اما آن را در یک بافت زبانی عمومی قرار دادم.

💡 انتشرت رائحة الكُنْدَر في البيت بعد أن وضعتها الأم على الفحم.

بوی کندر بعد از اینکه مادر آن را روی زغال ها گذاشت، در تمام خانه پخش شد.

💡 لم أجد استعمالًا عربيًا شائعًا لكلمة الملنک، لكنني وضعتها كما هي.

من کاربرد رایج عربی برای کلمه «مَلَنک» پیدا نکردم، اما آن را همانطور که هست بیان کردم.

کلمات مرتبط