يرهن
🌐 رهن
یعنی «گرو میگذارد» یا «رهن میکند». این واژه از ریشهی رهن میآید و به قرار دادنِ چیزی بهعنوان وثیقه یا گرو اشاره دارد.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 گرو
📌 مانع تراشی
📌 رهن
📌 شرط بندی
📌 فرضیه
جمله سازی با يرهن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وهذا االتجاه مع اهل الفاقة ال يرهن ويحبس نفسه عندي فحسب
این رویکرد نسبت به نیازمندان تنها به من محدود نمیشود.
💡 لا يرهن مستقبلك بقرار واحد، بل فكر جيدًا قبل أن تختار.
آینده خود را بر اساس یک تصمیم واحد بنا نکنید؛ قبل از انتخاب، با دقت فکر کنید.
💡 الاتحاد الوطني يرهن عقد جلسة برلمان كردستان بتوقيع الاتفاق مع الديمقراطي
اتحادیه میهنی کردستان (PUK) برگزاری جلسه پارلمان کردستان را منوط به امضای توافق با حزب دموکرات کردستان (KDP) میداند.