يتيمة
🌐 یتیم
اسم (noun)
📌 یتیم
جمله سازی با يتيمة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 أصبحت الطفلة يتيمة بعد الحادث، لكن أهل الحي لم يتركوها وحدها.
این کودک پس از حادثه یتیم شد، اما مردم محله او را تنها نگذاشتند.
💡 وكنت لم أذق حتى تلك الساعة طعم القبلة لني كنت يتيمة متروكة.
و من تا آن ساعت طعم بوسه را نچشیده بودم، زیرا یتیمی بودم که رها شده بودم.
💡 دعني أخبر الشرطة كيف لقس أبيض البشرة أختطف فتاة يتيمة ومسكينة.
بگذارید به پلیس بگویم که چگونه یک کشیش سفیدپوست، دختری فقیر و یتیم را ربود.
💡 أنت تبدو وكأنها يتيمة وشك أن تسألني لمزيد من عصيدة.
شبیه بچههای یتیم شدی و الان میخوای ازم فرنی بیشتری بخوای.
💡 عاشت الفتاة يتيمة مع جدتها التي ربتها بحب وصبر كبيرين.
این دختر به عنوان یک یتیم نزد مادربزرگش زندگی میکرد، مادربزرگی که او را با عشق و صبر فراوان بزرگ کرده بود.
💡 كانت المريضة يتيمة في المستشفى، فتعاطف معها الطاقم الطبي واهتم بها كثيرًا.
بیمار در بیمارستان یتیم بود، بنابراین کادر پزشکی با او همدردی کردند و از او بسیار مراقبت کردند.