يتلون

🌐 رنگ می‌کنند.

یعنی «رنگ عوض می‌کنند»، «به رنگی درمی‌آیند» یا «رنگارنگ می‌شوند». این فعل از ریشه «لون» است و معمولاً برای تغییر رنگ، رنگ‌پذیری یا دگرگونی رنگی به‌کار می‌رود.

جمله سازی با يتلون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ‬فراح يتلون كعادته باالهتمام‬ ‫الزائف ودعاني للخروج برفقتهم الليلة‪

بعد طبق معمول تظاهر به علاقه کرد و از من دعوت کرد که امشب با آنها بیرون بروم.

💡 قضوا ساعات يتلون أياتهم المفضلة حول النار.

آنها ساعت‌ها دور آتش به خواندن اشعار مورد علاقه‌شان می‌پرداختند.

💡 نحن يتلون سبعة أيام في الأسبوع، حتى ساعة متأخرة من الليل.

ما هفت روز هفته، تا پاسی از شب، تلاوت می‌کنیم.

💡 ‫نظر له بغضب ووجهه يتلون باحمرار من شدة اندفاع‬ ‫الدماء لرأسه وتكاد اذنيه تخرج دخانا منها‪.

با عصبانیت به او نگاه کرد، صورتش از هجوم خون به سرش قرمز شده بود و از گوش‌هایش تقریباً دود بیرون می‌آمد.

💡 في المساء، يتلون الجبال بضوء الشمس الغاربة في منظر رائع جدًا.

عصرها، کوه‌ها با نور خورشید در حال غروب، منظره‌ای بسیار باشکوه و رنگارنگ ایجاد می‌کنند.

💡 كانوا يتلون الصلوات اليومية المطلوبة أكثر أو أقل مماثل.

آنها نمازهای روزانه واجب را کم و بیش به شیوه‌ای مشابه می‌خواندند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران