يتلجلج

🌐 لکنت زبان

یعنی «در گفتار گیر می‌کند»، «لکنت پیدا می‌کند» یا «با تردید و بریده‌بریده حرف می‌زند». این واژه نشان‌دهنده حالتی است که شخص نمی‌تواند روان و صاف سخن بگوید و کلمات را با مکث و دشواری ادا می‌کند.

فعل (verb)

📌 لکنت زبان

جمله سازی با يتلجلج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كان الشاهد يتلجلج أثناء الإدلاء بشهادته بسبب التوتر أمام المحكمة.

شاهد هنگام ادای شهادت به دلیل استرس در دادگاه، کلماتش را با لکنت ادا می‌کرد.

💡 عندما سُئل عن سبب تأخره، بدأ يتلجلج ولم يجد جوابًا واضحًا في البداية.

وقتی از او پرسیده شد که چرا دیر کرده است، شروع به لکنت زبان کرد و در ابتدا نتوانست پاسخ روشنی پیدا کند.

💡 ظهر الخوف على صوته، فصار يتلجلج وهو يشرح ما حدث في الطريق.

ترس در صدایش هویدا بود و هنگام توضیح اتفاقات جاده، شروع به لکنت زبان کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران