ومساعده

🌐 و دستیارش

«مساعده» در فارسی شکل رایج‌ترِ گفتاری / نوشتاریِ همان «مساعدة» است و همان معنی «کمک، یاری، مساعدت» را دارد. در متن‌های فارسی، «مساعده» بیشتر به معنای «یاری رساندن» یا «کمک مالی / اداری» هم به‌کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 و دستیارش

📌 و دستیار

📌 و کمک خلبان

📌 راننده کمکی

📌 رفیقِ کناری‌اش

📌 دستیار او

جمله سازی با ومساعده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 قالَ الطبيبُ لـ ومساعده أن يحضرَ الأدواتِ اللازمةَ قبلَ بدءِ الفحصِ.

دکتر قبل از شروع معاینه به او و دستیارش گفت که ابزار لازم را بیاورند.

💡 كانَ ومساعده نشيطًا وسريعَ الاستجابةِ، لذلكَ انتهتِ المهمةُ في وقتٍ قصيرٍ.

او و دستیارش فعال و سریع واکنش نشان دادند، بنابراین کار در مدت زمان کوتاهی انجام شد.

💡 لمكافحة أكثر فعالية البعثات جميع عمليات تعمل على طيار ومساعده الملاح.

برای مبارزه مؤثرتر، تمام ماموریت‌ها بر اساس یک خلبان و دستیار ناوبر او انجام می‌شود.

💡 استعانَ المديرُ بـ ومساعده لتنظيمِ الملفاتِ وترتيبِ المواعيدِ اليوميةِ بدقةٍ.

مدیر از دستیارش کمک گرفت تا پرونده‌ها را مرتب کند و قرارهای روزانه را به طور دقیق تنظیم کند.

💡 في المطبخ، عمل الشيف ومساعده معًا لإعداد الوجبة.

در آشپزخانه، سرآشپز و دستیارش با هم برای تهیه غذا کار می‌کردند.

💡 باستخدام التحكم المزدوج، يمكن لكل من الطيار ومساعده تشغيل الطائرة.

با استفاده از کنترل دوگانه، هم خلبان و هم دستیار او می‌توانند هواپیما را هدایت کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران