ولواله

🌐 و او

«ولواله» هم به همین حوزهٔ معنایی نزدیک است و معمولاً به فغان، ناله، گریهٔ بلند، یا زاریِ پی‌درپی اشاره دارد. این واژه غالباً بارِ عاطفیِ شدیدی دارد و حالتی از اندوهِ آشکار و اعتراض یا دردِ بلند را القا می‌کند. معادل فارسی مناسب می‌تواند شیون‌کردن، نالیدنِ بلند، واویلا باشد.

جمله سازی با ولواله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬ولــواله هــو والغريــب ا ُمللثــم لكنــت قــد قضيت‬ ‫نحبــي‪.

اگر او و آن غریبه‌ی نقابدار نبودند، من هلاک شده بودم.

💡 ‫لقد حمى البيت األجداد ولواله ماكان هنوا أحفواد‪.

خانه از اجداد محافظت می‌کرد و بدون آن، نوه‌هایی هم وجود نداشتند.

💡 حضرَ الاجتماعَ في الوقتِ المحددِ ولواله الزحامُ الشديدُ في الطريقِ.

او با وجود ترافیک سنگین جاده، سر وقت به جلسه رسید.

💡 بقيَ الطالبُ جالسًا ولواله امتلأَ الصفُّ بالضجيجِ.

دانش‌آموز همچنان نشسته بود و ناله‌هایش کلاس را پر از سر و صدا کرده بود.

💡 تحدثَ المديرُ بوضوحٍ ولواله بعضُ الموظفينَ لم يفهموا التفاصيلَ.

مدیر واضح صحبت می‌کرد، اما برخی از کارمندان جزئیات را متوجه نشدند.

💡 ‬وبعد بأيام قام أحمد حمود بالصلح بين متخاصمين ولواله لقامت‬ ‫معركة وسالت الدماء

چند روز بعد، احمد حمود میانجیگری کرد تا بین دو طرف اختلاف آشتی برقرار شود و اگر او نبود، نبردی درمی‌گرفت و خون‌هایی ریخته می‌شد.

کلمات مرتبط