اسات
🌐 آسات
این واژه غالباً جمعِ «است» یا صورت وابسته به ریشهای بهمعنای «بنیادها / پایهها» در برخی گویشها و کاربردهاست، اما بدون متن دقیق میتواند چندپهلو باشد. در برخی نوشتهها ممکن است به اشخاصی با عنوان «استاد» یا جمع آن نیز نزدیک باشد، ولی در عربی معیار، بدون سیاق، تعیین معنی قطعی آن دشوار است.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 آسها
📌 رنجاندن
جمله سازی با اسات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ناقشَ اسات الجامعةِ تحديثَ المناهجِ في الاجتماعِ الأكاديميِّ الأخير.
اساتید دانشگاه در آخرین جلسه علمی، بهروزرسانیهای برنامه درسی را مورد بحث قرار دادند.
💡 تعاونَ اسات المدرسةِ في تنظيمِ النشاطِ الثقافيِّ للطلابِ والضيوف.
کارکنان مدرسه در سازماندهی فعالیت فرهنگی برای دانشآموزان و مهمانان همکاری کردند.
💡 رحّبَ الطلابُ بـ اسات الجددِ الذين انضموا إلى القسمِ هذا الفصل.
دانشجویان از اساتید جدیدی که در این ترم به گروه پیوسته بودند، استقبال کردند.