استاد
🌐 ورزشگاه
این کلمه در عربی و فارسی بسیار رایج است و به معنی «معلم، آموزگار، استاد دانشگاه، یا فردِ کاربلد و خبره» بهکار میرود. در فارسی علاوه بر معنای آموزشی، گاهی برای احترام به یک هنرمند، نویسنده، یا فرد متخصص هم استفاده میشود.
اسم (noun)
📌 ورزشگاه
جمله سازی با استاد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ونقل بعضهم في حافلات بمرافقة رجال شرطة مسلحين إلى استاد رياضي.
برخی از آنها با اتوبوس و در حالی که توسط مأموران مسلح پلیس اسکورت میشدند، به یک استادیوم ورزشی منتقل شدند.
💡 فبالنسبة للاعبين والمشجعين، يُعد استاد كأس العالم مكاناً للأحلام والطموحات.
برای بازیکنان و هواداران، ورزشگاه جام جهانی جایی برای رویاها و آرزوهاست.
💡 يمكنك فقط الجري في الصباح في استاد قريب أو حول منزلك.
شما میتوانید صبحها در یک استادیوم نزدیک یا اطراف خانهتان بدوید.
💡 وبعد ذلك، وضعونا مع عدد من المتظاهرين في سيارة أخذتنا إلى استاد القاهرة.
بعد از آن، ما را به همراه تعدادی از معترضان سوار ماشینی کردند که به ورزشگاه قاهره برد.