منوم
🌐 هیپنوتیزم کننده
اسم (noun)
📌 هیپنوتیزم کننده
📌 قرص خواب آور
صفت (adjective)
📌 هیپنوتیزم شده
📌 خواب آلود
وجه وصفی (participle)
📌 هیپنوتیزم شده
صفت / اسم (adjective / noun)
📌 هیپنوتیزم کننده
جمله سازی با منوم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حذّرَتِ الممرضةُ من استخدامِ أيِّ دواءٍ منوم دونَ استشارةٍ طبيةٍ مسبقة.
پرستار در مورد استفاده از هرگونه قرص خواب بدون مشاوره پزشکی قبلی هشدار داد.
💡 شربَ الرجلُ مشروبًا منوم ًا قبلَ النومِ، فنامَ سريعًا بعدَ يومٍ طويلٍ.
مرد قبل از خواب معجون خوابآوری نوشید و پس از یک روز طولانی، به سرعت به خواب رفت.
💡 دكتور، معالج، صانع معجزات، ربما منوم مغناطيسى.
پزشک، درمانگر، معجزهگر، احتمالاً هیپنوتیزمکننده.
💡 ولما فكرت إنه ممكن يكون رش حاجة على األكل زي منوم عشان تنام ويخلص منها في هدوء.
و وقتی فکر کردم که شاید چیزی مثل قرص خوابآور روی غذا پاشیده باشد تا خوابش ببرد و او بیسروصدا از شرش خلاص شود.
💡 وصفَ الطبيبُ دواءً منوم ًا للمريضِ الذي كان يعاني من الأرقِ الشديدِ.
پزشک برای بیماری که از بیخوابی شدید رنج میبرد، قرص خوابآور تجویز کرد.
💡 كان تقطير الماء الإيقاعي شبه منوم وأنا أجلس في الضوء الخافت.
در حالی که زیر نور کم نشسته بودم، چکیدن ریتمیک آب تقریباً هیپنوتیزم کننده بود.