منفصلا

🌐 جدا کردن

این صورت، حالت منصوبِ «منفصل» است و معنی «جداگانه، به‌صورت جدا، منفک‌شده» می‌دهد. در کاربرد جمله‌ای، برای توصیف حالتی که چیزی از چیز دیگر جدا شده یا به‌طور مستقل عمل می‌کند، استفاده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 جداگانه

📌 جدا شده

📌 قطع ارتباط

📌 جدا از هم

📌 متمایز

جمله سازی با منفصلا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ينبغي أن تكون مسألة التخفيف من عبء الديون بندا منفصلا من بنود تمويل العملية الإنمائية.

بخشودگی بدهی باید یک مورد جداگانه در تأمین مالی فرآیند توسعه باشد.

💡 وقف الشاهد منفصلا عن المجموعة حتى لا يتأثر بأقوال الآخرين.

شاهد جدا از جمع ایستاد تا تحت تأثیر حرف‌های دیگران قرار نگیرد.

💡 ووفقا لذلك، يرد منفصلا بيان تكاليف الأثاث المرتبطة بالمخطط العام.

بر این اساس، صورت جداگانه‌ای از هزینه‌های مبلمان مرتبط با طرح کلی ارائه می‌شود.

💡 قد يبدو حبيبك منفصلا بشكل متزايد عن الأنشطة من حولها، الخلط حول الوقت من اليوم، غير قادر على اتخاذ القرارات.

ممکن است معشوق شما به طور فزاینده‌ای از فعالیت‌های اطرافش جدا شود، در مورد زمان روز گیج شود و قادر به تصمیم‌گیری نباشد.

💡 عاش الشاب منفصلا عن عائلته فترة طويلة بسبب الدراسة في الخارج.

این مرد جوان به دلیل تحصیل در خارج از کشور مدت زیادی جدا از خانواده‌اش زندگی کرد.

💡 أصبح الملف منفصلا عن النظام الرئيسي بعد عملية النقل الأخيرة.

فایل پس از آخرین عملیات انتقال از سیستم اصلی جدا شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران