بصورة منفصلة
🌐 جداگانه
قید (adverb)
📌 جداگانه
📌 به طور مستقل
📌 در حالت ایزوله
جمله سازی با بصورة منفصلة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تم إرسال الملفات بصورة منفصلة لتسهيل المراجعة والتنظيم.
برای سهولت در بررسی و سازماندهی، فایلها جداگانه ارسال شدند.
💡 يفضّل المدرس تقييم المهارات بصورة منفصلة بدل جمعها في اختبار واحد.
معلم ترجیح میدهد مهارتها را بهطور جداگانه ارزیابی کند تا اینکه آنها را در یک آزمون ترکیب کند.
💡 و كانت إحدى الخطوات التخلي عن مفهوم التعامل مع المشروع الإنتاجي بصورة منفصلة وخارج السياق.
یکی از این اقدامات، کنار گذاشتن مفهوم رسیدگی به پروژه تولید به صورت جداگانه و خارج از چارچوب آن بود.
💡 عُرضت النتائج بصورة منفصلة لكل قسم في الاجتماع.
نتایج به تفکیک هر بخش از جلسه ارائه شد.