مندفعا

🌐 به طور تکانشی

«مُندَفِعًا» یعنی «با شتاب، با شدت، با فشار یا با عجله پیش‌رفته / حرکت‌کرده». این واژه از ریشه‌ای می‌آید که معنای «جلو رفتن، رانده شدن، فوران کردن» دارد و برای توصیف حرکت تند، واکنش ناگهانی یا رفتار عجولانه به کار می‌رود.

اسم (noun)

📌 دارتر

قید (adverb)

📌 به طور تکانشی

صفت (adjective)

📌 تکانشی

📌 پر شور و نشاط

وجه وصفی (participle)

📌 از جا پرید

جمله سازی با مندفعا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 أجاب الشاب مندفعا قبل أن يفكر في معنى السؤال.

مرد جوان قبل از اینکه به معنی سوال فکر کند، با عجله و بدون فکر قبلی پاسخ داد.

💡 العودة إلى ديارهم وشعرت مندفعا مع الطاقة والتنفس لتجنيب.

به خانه که برگشتم، احساس کردم سرشار از انرژی و نفس تازه هستم.

💡 خرج السائق مندفعا من الموقف بسبب تأخره عن الموعد.

راننده به دلیل دیر رسیدن به قرار ملاقات، با عصبانیت از پارکینگ خارج شد.

💡 ‬مندفعا كالريح الهوجاء‬ ‫يعصف بأعدائه واحدا تلو آلاخر‪.

او مانند باد وحشی به پیش می‌شتابد و دشمنانش را یکی پس از دیگری از سر راه برمی‌دارد.

💡 دخل الطفل مندفعا إلى الحديقة وهو يركض خلف الكرة بسرعة.

کودک با عجله به داخل باغ دوید و به سرعت دنبال توپ دوید.

💡 يبدو مندفعا والذي يعني انه شاب وعديم الخبرة

او به نظر می‌رسد که عجول است، که یعنی جوان و بی‌تجربه است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران