مناصفة
🌐 ۵۰/۵۰
قید (adverb)
📌 به طور مساوی
📌 به صورت نصفه
📌 به طور مشترک
صفت / قید (adjective / adverb)
📌 پنجاه-پنجاه
📌 نصف و نیمه
جمله سازی با مناصفة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وإذا وقعت في خطيئة مناصفة مع آخر فاني اجعل نفسي المسؤول عن بدايتها وجذرها.
اگر من با دیگری گناهی مرتکب شوم، خود را مسئول آغاز و ریشه آن میدانم.
💡 وأزمتهما ان الناخبين منقسمون بينهما مناصفة تقريبا.
معضل آنها این است که رأیدهندگان تقریباً به طور مساوی بین آنها تقسیم شدهاند.
💡 ويملك زهاوي الشركة مناصفة مع زوجته.
زهاوی به طور مساوی با همسرش مالک این شرکت است.
💡 قرر الفريقان إدارة المشروع مناصفة لتقليل التكاليف وتحقيق استفادة متوازنة.
دو تیم تصمیم گرفتند پروژه را به طور مساوی مدیریت کنند تا هزینهها کاهش یابد و به مزایای متعادلی دست یابند.
💡 تم توزيع الأرباح مناصفة بين الشريكين بعد الاتفاق على كل التفاصيل المالية.
پس از توافق بر سر تمام جزئیات مالی، سود به طور مساوی بین دو شریک تقسیم شد.
💡 واجهت اللجنة تقسيم مناصفة حول ما إذا كانت ستوافق على السياسة الجديدة.
کمیته در مورد تأیید یا رد سیاست جدید با اختلاف نظر مواجه شد.