مكبلة

🌐 دستبند زده

این شکل مؤنثِ «مكبل» است و به‌معنای «بسته‌شده، مقید، زنجیرشده» در حالت مؤنث می‌آید. اگر درباره‌ی اسم مؤنث یا چیزی با صفت مؤنث صحبت شود، از این واژه استفاده می‌شود. در فارسی برابرِ «زنجیرشده‌ی مؤنث» یا ساده‌تر «بسته / مقید» است.

صفت (adjective)

📌 دستبند زده

📌 زنجیر شده

وجه وصفی (participle)

📌 دستبند زده

📌 زنجیر شده

دیکشنری عربی به فارسی

📌 دستبند زده

جمله سازی با مكبلة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أبقاها مكبلة في الزاوية - يا إلهي

او او را در گوشه ای بسته نگه داشت - خدای من

💡 رأى المزارعُ الصناديقَ مكبلة ً في مؤخرةِ الشاحنةِ، فتأكدَ من سلامةِ التحميلِ قبلَ الانطلاقِ.

کشاورز دید که جعبه‌ها در عقب کامیون بسته شده‌اند، بنابراین قبل از حرکت مطمئن شد که بار محکم بسته شده است.

💡 استعادت سارة حريتها بعد وفاة زوجها لكنها وجدت نفسها مكبلة بقيود المجتمع.

سارا پس از مرگ شوهرش آزادی خود را بازیافت، اما خود را در قید و بند محدودیت‌های اجتماعی یافت.

💡 وسط الفوضى، ظهرت شخصية مكبلة من الظلال.

در میان هرج و مرج، پیکری در بند از میان سایه‌ها پدیدار شد.

💡 كانتِ الأبوابُ في المستودعِ مكبلة ً بسلاسلَ قويةٍ لحمايةِ البضائعِ من السرقةِ ليلًا.

درهای انبار با زنجیرهای محکمی بسته شده بودند تا از سرقت کالاها در شب جلوگیری شود.

💡 بدتْ العربةُ مكبلة ً بالحبالِ عندَ نقلِ الأثاثِ، فانتبهَ السائقُ إلى تثبيتِها جيدًا.

به نظر می‌رسید که هنگام حمل اثاثیه، گاری با طناب بسته شده است، بنابراین راننده مطمئن شد که آن را به خوبی محکم کرده است.

شغال یعنی چه؟
شغال یعنی چه؟
سرشک یعنی چه؟
سرشک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز