مغطاة
🌐 پوشیده
دیکشنری عربی به فارسی
📌 پوشیده شده در
📌 صدرنشین
📌 پوشش
📌 پوشیده در
📌 سرپوشیده
📌 کشف نشده
جمله سازی با مغطاة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كانت الأرض مغطاة بضبابٍ مجيل ٍ جعل الرؤية صعبة جدًا.
زمین پوشیده از مه غلیظی بود که دید را بسیار دشوار میکرد.
💡 كان البدر ينعكس على سطح البحر، فبدت الأمواج كأنها مغطاة بالفضة.
ماه کامل روی سطح دریا منعکس شده بود، بنابراین امواج طوری به نظر میرسیدند که انگار با نقره پوشیده شدهاند.
💡 كانت النافذةُ مغطاة بالستائرِ السميكةِ لمنعِ ضوءِ الشمسِ من دخولِ الغرفة.
پنجره با پردههای ضخیمی پوشانده شده بود تا از ورود نور خورشید به داخل اتاق جلوگیری کند.
💡 بدتِ السيارةُ مغطاة بطبقةٍ من الطينِ بعدَ الرحلةِ الطويلةِ في الوحل.
ماشین بعد از طی کردن مسافت طولانی در گل و لای، پوشیده از لایهای از گل به نظر میرسید.
💡 كانت أذرع العامل مغطاة بالغبار بعد ساعات طويلة من العمل في الورشة.
بازوهای کارگر پس از ساعتهای طولانی کار در کارگاه، پوشیده از گرد و غبار بود.
💡 وضعتِ الأمُّ الأطباقَ مغطاة ً حتى لا تبردَ قبلَ موعدِ الغداء.
مادر ظرفها را پوشاند تا قبل از ناهار سرد نشوند.
💡 يتساقط الثلج على الجبال، فتبدو القمم كأنها مغطاة بالقطن الأبيض.
برف روی کوهها میبارد و قلهها طوری به نظر میرسند که انگار با پنبه سفید پوشیده شدهاند.
💡 كانت الجدران في البيت مغطاة بصور العائلة القديمة والذكريات الجميلة.
دیوارهای خانه پر از عکسهای خانوادگی قدیمی و خاطرات شیرین بود.
💡 كانت راسھا مغطاة بوشاح خفيف في ذلك الصباح البارد.
در آن صبح سرد، سرش را با شال نازکی پوشانده بود.
💡 ظهرت مركبت قديمة في الصورة، وكانت مغطاة بالغبار لكنها ما زالت جميلة.
یک وسیله نقلیه قدیمی در تصویر ظاهر شد؛ پوشیده از گرد و غبار اما هنوز زیبا بود.