معبرة
🌐 بیانگر
اسم (noun)
📌 بیانگر
جمله سازی با معبرة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 أعجب الجمهور بشعره الذي حمل صورًا معبرة وأفكارًا عميقة.
حضار تحت تأثیر شعر او قرار گرفتند که حاوی تصاویر گویا و ایدههای عمیق بود.
💡 شكرناكم على بهديتکم لأنها جاءت معبرة عن لطفكم وصدق محبتكم.
از هدیه شما سپاسگزاریم، زیرا این هدیه بیانگر مهربانی و عشق خالصانه شما بود.
💡 عندما بقت السؤال معلقة، بدأت إجابتها ترتجف، معبرة عن شكها.
وقتی سوال بیپاسخ ماند، لرزشی در لبهایش شروع شد که نشاندهندهی شک و تردیدش بود.
💡 كتبتْ الصحفيةُ تقريرًا بلغةٍ معبرة توضّحُ حجمَ المعاناةِ في المنطقة.
این روزنامهنگار گزارشی با زبانی رسا نوشت که میزان رنج در منطقه را نشان میدهد.
💡 ألقى الطفلُ كلماتٍ معبرة أثّرت في الحاضرين داخلَ القاعةِ الصغيرة.
کودک کلمات رسایی ادا کرد که حاضران در سالن کوچک را تحت تأثیر قرار داد.
💡 كانت نظراتُه معبرة عن القلقِ الذي شعر به بعد سماعِ الخبرِ المفاجئ.
نگاهش اضطرابی را که پس از شنیدن خبر غافلگیرکننده احساس کرده بود، نشان میداد.