معبرا

🌐 عبور

این شکل احتمالاً صورت منصوب یا قیدی از «معبر» است و می‌تواند بسته به جمله به معنای «از گذرگاه» یا «به‌صورت گذرگاهی» فهمیده شود. چون به‌تنهایی شکل رایجی نیست، برای ترجمه دقیق باید جمله‌ی کامل دیده شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 گرفتن

📌 بیانگر

📌 عبور

📌 نمایش دادن

جمله سازی با معبرا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ولقد كانت مثالا معبرا عن روح التعاون الدولي وتبادل المساعدة.

این نمونه‌ای قدرتمند از روحیه همکاری بین‌المللی و کمک متقابل بود.

💡 كتب الرسالة بطريقة صادقة، معبرا بدقة عن أعمق مشاعره.

او نامه را به شیوه‌ای صادقانه نوشت و عمیق‌ترین احساسات خود را به طور دقیق بیان کرد.

💡 كان المسافرون يمرّون معبرا الحقولِ قبل أن يصلوا إلى القريةِ البعيدة.

مسافران پیش از رسیدن به دهکده‌ی دوردست، از میان مزارع عبور می‌کردند.

💡 كما فقد الأسد معبرا على الحدود مع الأردن في الجنوب.

اسد همچنین گذرگاه مرزی با اردن در جنوب را از دست داد.

💡 وقف الجنود معبرا الجسرِ يراقبون حركةَ السياراتِ القادمةِ من الطرفِ الآخر.

سربازان در گذرگاه پل ایستاده بودند و رفت و آمد ماشین‌هایی را که از آن طرف می‌آمدند، زیر نظر داشتند.

💡 سلكَ العمالُ الطريقَ معبرا الواديِ للوصولِ إلى موقعِ البناءِ الجديد.

کارگران جاده‌ی آن سوی دره را برای رسیدن به محل ساخت‌وساز جدید در پیش گرفتند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران