تعبيرا

🌐 بیان

این صورت احتمالاً شکل منصوب یا حالتی از «تعبير» است و به معنای «به‌عنوان تعبیر»، «به‌صورت بیان» یا «تفسیرًا» فهمیده می‌شود. در عربی، چنین فرم‌هایی بسته به نقش نحوی در جمله می‌توانند حالت مصدر یا قید داشته باشند و به شیوه‌ی بیان یا تفسیر اشاره کنند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 بیان

📌 بیانگر

📌 بازتاب

📌 تجلی

📌 نشان دادن

📌 بازتابنده

جمله سازی با تعبيرا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كان نادرا ما رأى تعبيرا خطيرا على وجهه.

به ندرت حالت جدی در چهره‌اش دیده می‌شد.

💡 لا أستطيع التفكير في أي شخص أكثر تعبيرا لهذا الدور.

من نمی‌توانم کسی را به عنوان کسی که این نقش را به خوبی بیان کند، تصور کنم.

💡 ‬كان وجهها يوم العرس يحمل تعبيرا متماسكا محددا‬ ‫ينم عن اإلنجاز‪.

در روز عروسی‌اش، چهره‌اش حالتی مصمم و مشخص داشت که نشان‌دهنده‌ی موفقیت بود.

💡 جاءت الهدية محض ا تعبيرا عن التقدير لا أكثر.

این هدیه صرفاً ابراز قدردانی بود، نه چیز دیگری.

💡 ‬عناق كامارا وكواميني سيخلده التاريخ بلوحة تذكارية هي ألاكثر تعبيرا عن حقبة سوداء من‬ ‫عهد الرق البغيض‪

آغوش کامارا و کوامنی با لوح یادبودی که به طرز تکان‌دهنده‌ای دوران تاریک برده‌داری نفرت‌انگیز را بیان می‌کند، در تاریخ جاودانه خواهد شد.

💡 ‬اكتسب وجهها األسمر الجميل تعبيرا حانقا متحفزا كأنها‬ ‫خدعت بقسوة ولن تسمح بتكرار ذلك أبدا‪

چهره‌ی زیبا و تیره‌اش حالتی خشمگین و گستاخانه به خود گرفت، گویی بی‌رحمانه فریب خورده بود و دیگر هرگز اجازه نمی‌داد این اتفاق تکرار شود.