مطاع
🌐 مطیع
به معنای «سودمند، قابل استفاده، بهرهمندکننده» و گاهی «متاع، کالا» نیز هست. در زبان عربی ممکن است برای چیزی به کار رود که مورد استفاده و بهرهبرداری قرار میگیرد یا ارزش مصرفی دارد.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 فرمان من است
جمله سازی با مطاع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 كان الرجل مطاعًا بين أفراد أسرته بسبب حكمته وهدوئه في المواقف الصعبة.
این مرد به دلیل خرد و آرامشش در شرایط سخت، در میان اعضای خانوادهاش مورد اطاعت بود.
💡 لا ينجح القائد إلا إذا كان مطاعًا ويحظى باحترام فريقه.
یک رهبر تنها در صورتی میتواند موفق شود که تیمش از او اطاعت کند و به او احترام بگذارد.
💡 أصبح المدير مطاعًا في الشركة بعد سنوات من العمل الجاد والالتزام.
مدیر پس از سالها سختکوشی و تعهد، در شرکت مورد اطاعت قرار گرفت.