مصحّ
🌐 آسایشگاه
اسم (noun)
📌 پناهندگی
📌 آسایشگاه
📌 بیمارستان
جمله سازی با مصحّ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خلت أنّي سجنت في مصحّ المجانين هذا لعدّة سنوات طويلة لقد أكملت إختراعا من شأنه أن يغيّر العالم!
فکر میکردم سالهای زیادی در این تیمارستان زندانی بودهام. اختراعی را تکمیل کرده بودم که دنیا را تغییر میداد!
💡 افتُتح مصح جديد يضم غرفًا حديثة وبرامج تأهيل متنوعة.
یک آسایشگاه جدید افتتاح شده است که شامل اتاقهای مدرن و برنامههای توانبخشی متنوعی است.
💡 إنّنا نُحرِزُ تقدّماً مستمرّاً، لكنه تقدُّمٌ يؤدي إلى طاولة العمليات، إلى مأوى العجزة، إلى مصحّ المجانين، إلى الخنادق!.
ما پیوسته در حال پیشرفت هستیم، اما این پیشرفتی است که به تخت عمل، به خانه سالمندان، به تیمارستان، به سنگرها منتهی میشود!
💡 نُقل المريض إلى مصح خاص في الجبل ليتلقى العلاج والراحة.
بیمار برای درمان و استراحت به یک آسایشگاه خصوصی در کوهستان منتقل شد.
💡 يقضي بعض الزوار أسبوعًا في مصح صحي بعد الإرهاق الشديد.
برخی از بازدیدکنندگان پس از خستگی مفرط، یک هفته را در یک اقامتگاه تفریحی میگذرانند.