مشح

🌐 قارچ

واژه‌ای با کاربرد لغوی محدودتر که معمولاً به معنای «کشیدن»، «مالیدن»، یا «پهن‌کردن» آمده است. در برخی منابع ممکن است به چیزی گفته شود که بر سطحی کشیده یا گسترده شده باشد. معنای دقیق آن بسته به متن و ریشه‌ی مورد نظر می‌تواند متفاوت باشد.

جمله سازی با مشح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وصف السائق الطريق بأنه مشح بالسيارات بسبب المطر.

راننده توضیح داد که جاده به دلیل باران مملو از ماشین است.

💡 امتلأت القاعة بالناس حتى بدت مشح بالحركة والضجيج.

سالن آنقدر پر از جمعیت بود که انگار هیچ حرکتی و سر و صدایی در آن نبود.

💡 كانت الحافلة مشح بالركاب في ساعة الذروة.

اتوبوس در ساعات شلوغی مملو از مسافر بود.

کلمات مرتبط