مِسْحاح

🌐 میشا

این واژه نادر است و در منابع مختلف می‌تواند معانی متفاوت یا کاربردهای محلی داشته باشد، اما در استعمال‌های کلاسیک گاه برای چیزی به‌کار می‌رود که زیاد می‌گردد، گسترده است یا در جست‌وجو / پیمایش به‌کار می‌آید. بدون سیاق، معنای دقیق آن قطعی نیست. اگر این واژه از یک متن خاص گرفته شده، ممکن است معنای تخصصی یا لهجه‌ای داشته باشد.

جمله سازی با مِسْحاح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 احتاج المريض إلى مسحاح دقيق كي يحدد الطبيب سبب الالتهاب الداخلي.

بیمار به یک نمونه‌برداری دقیق نیاز داشت تا پزشک بتواند علت التهاب داخلی را تعیین کند.

💡 في المختبر، يستخدم الأطباء مسحاح حديثًا للحصول على صور أوضح للأعضاء.

در آزمایشگاه، پزشکان از یک اسکنر مدرن برای به دست آوردن تصاویر واضح‌تر از اندام‌ها استفاده می‌کنند.

💡 توقف السائق عند المستشفى لإجراء مسحاح عاجل بعد شعوره بألم مفاجئ.

راننده پس از احساس درد ناگهانی، برای اسکن فوری در بیمارستان توقف کرد.

کلمات مرتبط