مختوم
🌐 مهر و موم شده
صفت (adjective)
📌 مهر و موم شده
📌 مهر شده
📌 دارای مهر پستی
📌 فرانک
جمله سازی با مختوم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 كل مغلف مختوم يحمل قصص حب وصداقة من بعيد.
هر پاکت مهر و موم شده، داستانهایی از عشق و دوستی از دوردستها را با خود حمل میکند.
💡 استلمتِ الموظفةُ الظرفَ مختوم بالشمعِ الأحمرِ من إدارةِ الشركة.
کارمند پاکت را که با موم قرمز مهر و موم شده بود از مدیریت شرکت دریافت کرد.
💡 وجدنا الملفَّ مختوم بختمِ المحكمةِ الرسميةِ ويحتاجُ إلى أرشفة.
ما پرونده را با مهر رسمی دادگاه پیدا کردیم و باید بایگانی شود.
💡 احتفظت الإدارة بالوثيقة الرسمية داخل مظرف مختوم حتى يوم الاجتماع.
اداره، سند رسمی را تا روز جلسه در یک پاکت مهر و موم شده نگه داشت.
💡 هو مختوم عليها من لينكولنشاير، لذلك يجب أن تكون فتاة المحلية
مُهر لینکلنشایر روش خورده، پس حتماً یه دختر محلیه.
💡 وصلَتِ الرسالةُ مختوم باسمِ الجهةِ المرسلةِ بوضوحٍ على الغلاف.
نامه با مهر و موم و نام فرستنده که به وضوح روی جلد آن حک شده بود، به دستم رسید.