متغير

🌐 متغیر

در عربی به‌معنای «دگرگون‌شونده»، «تغییرپذیر» یا «متغیر» است. این واژه هم در زبان عمومی و هم در علوم و ریاضیات به چیزی اشاره دارد که ثابت نیست و ممکن است از حالتی به حالت دیگر عوض شود.

صفت (adjective)

📌 متغیر

📌 در حال تغییر

📌 نوع

📌 تغییر یافته

📌 جابجایی

📌 قابل تغییر

📌 شناور

جمله سازی با متغير

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بقي السعر متغير ًا طوال الأسبوع بسبب تقلبات السوق العالمية.

به دلیل نوسانات بازار جهانی، قیمت در طول هفته متغیر بود.

💡 في هذا النظام، كل متغير يؤثر في الآخر بطريقة مباشرة ومعقدة.

در این سیستم، هر متغیر به طور مستقیم و پیچیده‌ای بر متغیر دیگر تأثیر می‌گذارد.

💡 النبضات الضوئية تستهدف الميلانين في عمق متغير أو في الجلد.

پالس‌های نوری، ملانین را در اعماق مختلف یا در پوست هدف قرار می‌دهند.

💡 عدّل الباحث متغير ات الدراسة ليحصل على نتائج أدق وأكثر موثوقية.

محقق متغیرهای مطالعه را اصلاح کرد تا نتایج دقیق‌تر و قابل اعتمادتری به دست آورد.

💡 كل متغير مضاف يقلل من درجات الحرية في الاختبار الإحصائي.

هر متغیر اضافه شده، درجه آزادی را در آزمون آماری کاهش می‌دهد.

💡 قام المبرمج بإعلان متغير خارجي جديد لجلب بيانات الطقس من الخادم.

برنامه‌نویس یک متغیر خارجی جدید برای دریافت داده‌های آب و هوا از سرور تعریف کرده است.

کلمات مرتبط