اذرع

🌐 بازوها

جمعِ «ذِراع» است و به‌معنای «ساعدها» یا «بازوها» می‌آید؛ گاهی هم در کاربرد لغوی به اندازه‌گیری با «ذراع» مربوط می‌شود. این واژه می‌تواند بسته به سیاق، هم معنای عضوی از بدن و هم معنای واحد سنجش داشته باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 بازوها

📌 بازو

📌 ذراع

📌 اهرم ها

📌 رونق‌ها

📌 شاخک‌ها

جمله سازی با اذرع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وقاس عرض مدخل الباب عشر اذرع وطول الباب ثلاث عشرة ذراعا.

او عرض درگاه را ده ذراع و طول آن را سیزده ذراع اندازه گرفت.

💡 فتحت الأم أذرع ها لطفلها حين عاد من المدرسة متعبًا بعد يوم طويل.

مادر وقتی فرزندش پس از یک روز طولانی خسته از مدرسه به خانه برگشت، آغوشش را به روی او گشود.

💡 تم تخصيص المرضى الى واحدة من ثلاث اذرع البحث

بیماران به یکی از سه بازوی تحقیقاتی اختصاص داده شدند.

کلمات مرتبط