اذاب

🌐 آب شدن یخ

«اذاب» از ریشه مربوط به «ذوب» و «اذابة» است و به معنی «ذوب کرد»، «آب کرد» یا «گداخت» می‌باشد. این واژه برای بیان تبدیل شدن چیزی جامد به مایع، یا به‌طور مجازی برای از بین بردن، نرم کردن و تحلیل بردن به‌کار می‌رود. مثلاً در متون عربی می‌تواند به معنای ذوب کردن فلز یا آب کردن یخ باشد.

فعل (verb)

📌 ذوب شدن

📌 حل کردن

جمله سازی با اذاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 الشمس القوية اذاب ت قطع الجليد المتراكمة قرب النهر.

آفتاب شدید، تکه‌های یخی را که نزدیک رودخانه جمع شده بودند، آب کرد.

💡 الحرارة العالية اذاب الثلج بسرعة على سطح السيارة صباحًا.

دمای بالای هوا، یخ روی سطح ماشین را صبح زود به سرعت آب کرد.

💡 بعض العمال اذاب وا الشمع في وعاء صغير لصناعة القوالب.

بعضی از کارگران موم را در ظرف کوچکی ذوب می‌کردند تا قالب‌ها را بسازند.

کلمات مرتبط