لينفذ

🌐 برای اجرا

یعنی «باید اجرا کند / بگذار اجرا شود / نفوذ کند». این واژه بسته به اعراب و متن می‌تواند از ریشه «نفذ» به معنای «اجرا کردن، گذشتن، نفوذ کردن» باشد؛ در بسیاری از متن‌ها منظور «اجرایی شدن» یا «از چیزی عبور کردن» است.

فعل (verb)

📌 برای اجرا

جمله سازی با لينفذ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 طلبت الأم من ابنها أن يلتزم بالترتيب لينفذ الواجبات بسرعة.

مادر از پسرش خواست که برای انجام سریع کارها، از دستور پیروی کند.

💡 لا ليُعدم الناس فقط، بل لينفذ رؤاهم كذلك

نه تنها برای اعدام افراد، بلکه برای اجرای دیدگاه‌هایشان.

💡 أعطى المهندس التعليمات للعمال لينفذ كل خطوة وفق المخطط المحدد.

مهندس به کارگران دستورالعمل داد تا هر مرحله را طبق برنامه مشخص شده انجام دهند.

💡 لا يمكن للمشروع أن ينجح ما لم لينفذ الفريق الخطة في وقتها.

این پروژه نمی‌تواند موفق شود مگر اینکه تیم، طرح را به موقع اجرا کند.

💡 في الظلال، انتظر التابع بصبر لينفذ أوامر سيده.

در سایه‌ها، پیرو صبورانه منتظر ماند تا دستورات اربابش را اجرا کند.

💡 ونملك الثقة الكاملة في قدرة الفريق الإداري لينفذ دمجاً سلساً ويحسن قيمة حقوق المساهمين تحسيناً ملحوظاً

ما به توانایی تیم مدیریت در اجرای یک ادغام روان و بهبود قابل توجه ارزش سهامداران اطمینان کامل داریم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران