ليخرج
🌐 بیرون رفتن.
فعل (verb)
📌 برای بیرون رفتن
📌 بیرون آمدن
جمله سازی با ليخرج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دخلَ الأبُ الغرفةَ ليخرج الطفلَ منها قبلَ بدءِ النومِ مباشرةً.
پدر درست قبل از خواب وارد اتاق شد تا کودک را از آن بیرون بیاورد.
💡 هذه ليست ّ مرة كان يدخل كالمها من األذن اليمنى ليخرج من األذن اليسرى
این اولین باری نیست که کلمات او از طریق گوش راستش وارد و از گوش چپش خارج میشوند.
💡 استأنف قراءة الجريدة وأشار إلى خليل بإصبعه ليخرج
دوباره مشغول خواندن روزنامه شد و با انگشتش به خلیل اشاره کرد که برود.
💡 وقفَ السائقُ جانبًا ليخرج القطارَ من المحطةِ في الوقتِ المحددِ تمامًا.
راننده کنار رفت تا مطمئن شود قطار دقیقاً سر وقت ایستگاه را ترک میکند.
💡 ماذا سيفعل "فرانشيسكو بلموندو" ليخرج من حياتها؟
فرانچسکو بلموندو برای خروج از زندگی او چه خواهد کرد؟
💡 فتحَ الحارسُ البابَ ليخرج الزائرَ بعدَ انتهاءِ المقابلةِ الرسميةِ.
نگهبان پس از پایان مصاحبه رسمی، در را برای بازدیدکننده باز کرد تا خارج شود.