ليجعل

🌐 ساختن

این واژه از «لِـ» و «يجعل» به‌معنای «قرار دهد، بگذارد، بسازد، تبدیل کند» است. بنابراین ليجعل یعنی «تا قرار دهد / برای اینکه بسازد یا تبدیل کند». این فعل در عربی بسیار پرکاربرد است و می‌تواند برای ساختن، تعیین‌کردن، قرار دادن چیزی در جای خاص، یا تغییر دادن یک حالت به حالت دیگر استفاده شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 ساختن

📌 باعث می‌شود

جمله سازی با ليجعل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عزق الفلاح الأرض قبل الزراعة ليجعل التربة أكثر استعدادًا للبذور.

کشاورز قبل از کاشت، زمین را شخم زد تا خاک برای بذر آماده‌تر شود.

💡 حاول القائد تغيير الخطة ليجعل العمل أسرع وأدق.

رهبر سعی کرد برنامه را تغییر دهد تا کار سریع‌تر و دقیق‌تر انجام شود.

💡 زرعَ الرجلُ أزهارًا متنوعةً في حديقته ليجعل المكان أكثر جمالًا وهدوءًا.

مرد گل‌های متنوعی در باغچه‌اش کاشت تا آن مکان را زیباتر و آرام‌تر کند.

💡 يغير المعلم أسلوبه أحيانًا ليجعل الشرح أسهل للطلاب.

معلم گاهی اوقات سبک خود را تغییر می‌دهد تا توضیح را برای دانش‌آموزان آسان‌تر کند.

💡 ويبتسم الموظف للزبائن ليجعل الجو في المتجر أكثر ودية.

کارمند به مشتریان لبخند می‌زند تا فضای فروشگاه را دوستانه‌تر کند.

💡 يستخدم الكاتب مكانًا متخيالًا ليجعل القصة أكثر إثارةً وتشويقًا للقارئ.

نویسنده با استفاده از یک فضای خیالی، داستان را برای خواننده جذاب‌تر و هیجان‌انگیزتر می‌کند.

💡 رتب الأثاث بعناية ليجعل الغرفة أوسع وأكثر راحة.

مبلمان را با دقت بچینید تا اتاق جادارتر و راحت‌تر باشد.

💡 حاول الكاتب أن يربط كل و بين الأحداث ليجعل القصة أكثر ترابطًا.

نویسنده سعی کرده تمام وقایع را به هم ربط دهد تا داستان منسجم‌تر شود.

💡 يستخدم المصور الضوء الجيد ليجعل الصورة أوضح وأجمل.

عکاس از نور خوب برای وضوح و زیبایی بیشتر تصویر استفاده می‌کند.

💡 كان نس ما یا من الهواء كافيًا ليجعل الجو أكثر راحة.

نسیم ملایمی می‌وزید که حال و هوای آنجا را دلپذیرتر می‌کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران