لمدة

🌐 برای مدت زمان

«مدة» یعنی «مدت، بازه زمانی، دوره». این واژه برای اشاره به مقدار زمانِ میان آغاز و پایان یک کار یا رویداد استفاده می‌شود. مثلاً «لمدة طويلة» یعنی «برای مدت طولانی».

دیکشنری عربی به فارسی

📌 برای

جمله سازی با لمدة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أغلقتِ الشركةُ أبوابَها لمدة ساعةٍ واحدةٍ بسببِ انقطاعِ الكهرباءِ المفاجئ.

به دلیل قطع ناگهانی برق، شرکت به مدت یک ساعت درهای خود را بست.

💡 بقي الطعام صالحًا لمدة يومين فقط، ثم بدأ يفسد تدريجيًا.

غذا فقط دو روز قابل استفاده بود، سپس به تدریج شروع به خراب شدن کرد.

💡 درستُ اللغة الكورية في معهدٍ متخصصٍ لمدة عامٍ كامل قبل السفر.

من قبل از سفر، یک سال کامل در یک موسسه تخصصی زبان کره‌ای خواندم.

💡 ستعملُ المتدربةُ في المكتبِ اسبوع لمدة التجربةِ الأولى.

کارآموز برای اولین دوره آزمایشی به مدت یک هفته در دفتر کار خواهد کرد.

💡 بقيَ المريضُ في المستشفى لمدة ثلاثةِ أيامٍ تحتَ المراقبةِ الطبيةِ المستمرة.

بیمار به مدت سه روز تحت نظر مداوم پزشک در بیمارستان بستری بود.

💡 سافرتُ إلى المدينةِ لمدة أسبوعٍ كاملٍ لحضورِ مؤتمرٍ علميٍّ مهم.

من برای شرکت در یک کنفرانس علمی مهم، یک هفته کامل به این شهر سفر کردم.

💡 اتفقت مع الطبيب على متابعة العلاج لمدة أسبوعين إضافيين.

من با دکتر توافق کردم که درمان را دو هفته دیگر ادامه دهم.

💡 تبدو الورقة مجعد ة بعد أن بقيت في الحقيبة لمدة أيام.

کاغذ بعد از اینکه چند روز در کیسه بوده، چروکیده به نظر می‌رسد.

💡 أُغلِقَ الطريقُ اسبوع لمدة أعمالِ الصيانةِ الجاريةِ هناك.

این جاده به مدت یک هفته برای انجام کارهای تعمیر و نگهداری بسته شده بود.

💡 أُنجزت العملية بنجاح، لكن الفريق طلب بقاء المريض تحت الملاحظة لمدة يومين.

عمل با موفقیت انجام شد، اما تیم پزشکی درخواست کرد که بیمار به مدت دو روز تحت نظر باشد.

💡 بقيَتِ العائلةُ في المصيفِ اسبوع لمدة سبعةِ أيامٍ كاملةٍ.

خانواده به مدت یک هفته، یعنی هفت روز کامل، در آن اقامتگاه اقامت داشتند.

💡 أريد أن أحجز غرفة لشخصين في هذا الفندق لمدة ليلتين فقط.

من می‌خواهم یک اتاق برای دو نفر در این هتل فقط برای دو شب رزرو کنم.