اَدْرَکَهُ
🌐 سراغش را گرفت.
«أَدْرَكَهُ» نیز از همان ریشه است و به معنی «به او رسید»، «او را دریافت» یا «او را درک کرد» به کار میرود. در عربی، این فعل غالباً وقتی استعمال میشود که چیزی یا کسی از دسترس دور باشد و سپس به او برسند، یا شخصی معنای چیزی را بفهمد و دریابد.
جمله سازی با اَدْرَکَهُ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عندما غادر الحافلة مسرعًا، ادرکه صديقه عند الباب وسأله عن سبب انزعاجه.
وقتی با عجله از اتوبوس پیاده شد، دوستش دم در به او رسید و از او پرسید چرا ناراحت است.
💡 حاول أن يهرب من الحقيقة، لكن ادرکه الضمير في النهاية وأجبره على الاعتراف.
او سعی کرد از حقیقت فرار کند، اما سرانجام وجدانش به دادش رسید و او را مجبور به اعتراف کرد.
💡 لم أره منذ سنوات، وفجأة ادرکه في المطار وهو يحمل حقيبة صغيرة وابتسامة قديمة.
سالها بود که او را ندیده بودم، و ناگهان در فرودگاه او را در حالی که یک کیف کوچک در دست داشت و لبخندی قدیمی بر لب داشت، دیدم.