اختلطت

🌐 مختلط

شکل مؤنثِ «اختلط» یا صیغه‌ای از آن در گذشته است و معنی‌اش «درهم شد، آمیخته شد» است؛ یعنی چیزی یا کسی با چیز دیگر مخلوط یا混 شده است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 آمیخته

📌 قاطی کرد.

📌 گیج

📌 مخلوط

📌 آمیخته با

📌 ذوب شده

جمله سازی با اختلطت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بعد الإرهاق الشديد اختلطت عليه الأفكار فصارت اضغاثاً لا معنى لها.

پس از خستگی مفرط، افکارش آشفته و بی‌معنی شدند.

💡 وهنا بدأت المشكلة الحقيقية، حين اختلطت المعلومات الصحيحة بالشائعات في الاجتماع.

مشکل اصلی از اینجا شروع شد، زمانی که اطلاعات دقیق با شایعات در جلسه در هم آمیخت.

💡 في الزحام اختلطت الأصوات ولم أعد أميز بين كل مسع وآخر.

در میان جمعیت، صداها با هم قاطی شدند و دیگر نمی‌توانستم بین یک صدا و صدای دیگر تمایز قائل شوم.

💡 أثناء النسخ، بهااس اختلطت بعض الحروف فاحتاجت الصفحة إلى مراجعة دقيقة.

در طول فرآیند کپی، برخی از حروف با هم قاطی شدند، بنابراین صفحه نیاز به بررسی دقیق داشت.

💡 ‬اختلطت أصوات القيل مع قرقعة أدوات الطبخ يف كل‬ ‫مكان وانترشت رائحة اللحم املشوي والبطاطس والطامطم املقلية كالطاعون‬ ‫برسعة رهيبة‪.

صداهای پچ پچ با صدای به هم خوردن ظروف پخت و پز در همه جا در هم آمیخته بود و بوی گوشت کبابی، سیب زمینی و گوجه فرنگی سرخ شده با سرعت وحشتناکی مثل طاعون همه جا را فرا گرفته بود.

💡 ظهر لفظ مهرارا على الشاشة بعد أن اختلطت الكلمات أثناء النسخ.

کلمه «مهرارا» پس از اینکه کلمات هنگام رونویسی با هم قاطی شدند، روی صفحه نمایش ظاهر شد.

💡 كتب الناسخ ممخ بشكل سريع، لذلك اختلطت بعض الحروف عند القراءة.

کاتب خیلی سریع می‌نوشت، بنابراین بعضی از حروف هنگام خواندن قاطی می‌شدند.

کلمات مرتبط