قربه
🌐 بطری
قید (adverb)
📌 نزدیک او
📌 در کنار او
دیکشنری عربی به فارسی
📌 در همین نزدیکی
📌 نزدیکی آن به
جمله سازی با قربه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وضعَ الكتاب قربه على الرف ثم خرج إلى الحديقة.
کتاب را نزدیک خودش، روی طاقچه گذاشت و بعد به باغ رفت.
💡 كان الثور يقف في الحقل بهدوء، بينما يعمل الفلاح قربه في ترتيب الأرض.
گاو نر آرام در مزرعه ایستاده بود، در حالی که کشاورز در همان نزدیکی مشغول مرتب کردن زمین بود.
💡 طلب الأب من ابنه االصغر أن يجلس قربه أثناء الرحلة.
پدر از پسر کوچکش خواست که در طول سفر کنارش بنشیند.
💡 شعر الطفل بالاطمئنان عند وجودت والده قربه طوال الرحلة.
کودک در تمام طول سفر از حضور پدرش احساس اطمینان خاطر میکرد.
💡 ازدحمت البيوت في الحي الجديد بسبب قربه من المدارس والأسواق.
خانههای محله جدید به دلیل نزدیکی به مدارس و بازارها شلوغ شدند.
💡 رأيتُ قربه من المكتب وهو يراجع الأوراق بسرعة.
او را نزدیک میز دیدم که داشت سریع کاغذها را بررسی میکرد.
💡 أشار الأب نحوهم كي يجلسوا قربه قبل العشاء.
پدر به آنها اشاره کرد که قبل از شام نزدیک او بنشینند.
💡 حانياً رأسه قليالً ونظره في األرض , وأبو أحمد قربه كالطفل .
سرش را کمی پایین انداخت و به زمین نگاه کرد و ابواحمد مثل یک کودک نزدیکش بود.