قاطعت

🌐 حرفش را قطع کردم

«قاطعت» یعنی من قطع کردم یا او (مؤنث) قطع کرد ؛ این فعل از ریشه‌ی «قطع» می‌آید و به معنای بریدن، جدا کردن، پایان دادن یا در برخی بافت‌ها «تحریم / بایکوت کردن» نیز هست. اگر در جمله‌ای اجتماعی یا سیاسی به‌کار رود، می‌تواند معنی «رابطه را قطع کردم» یا «تحریم کردم» بدهد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 تحریم کرد.

📌 قطع کردن

📌 تحریم

📌 قطع می‌کنی

📌 مجبور شد قطع کند

📌 حرفم را قطع می‌کنم

جمله سازی با قاطعت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬نعم غاضبة ْ‬ ‫منك ألنك قاطعت حلما كنت أنت من تملى‬ ‫زواياه.

بله، از دستت عصبانی‌ام چون خوابی را که گوشه‌هایش را خودت پر کرده بودی، قطع کردی.

💡 قاطعت الطالبة الحديث لأنها شعرت أن النقاش خرج عن الموضوع.

دانشجو مکالمه را قطع کرد زیرا احساس می‌کرد بحث از موضوع خارج شده است.

💡 ‬قاطعت تفكيري حين قالت لي‪ :‬طيب شو عملتي لجابوكي هون؟

او رشته افکارم را پاره کرد و گفت: «خب، چه کار کردی که تو را اینجا آوردند؟»

💡 قاطعت الشركةُ توريدَ المواد بعد تأخر الشحنات عدة مرات.

این شرکت پس از چندین بار تأخیر در ارسال محموله‌ها، تأمین مواد را متوقف کرد.

💡 قاطعت الأمُ ابنها بلطف عندما بدأ يرفع صوته على أخيه الأصغر.

وقتی پسرش شروع به بلند کردن صدایش روی برادر کوچکترش کرد، مادر به آرامی حرفش را قطع کرد.

کلمات مرتبط