مقياس حرارة

🌐 دماسنج

این هم همان دماسنج است و از نظر معنا با «مقياس الحرارة» تفاوتی ندارد. فقط در شیوه‌ی ترکیب یا نوشتار کمی متفاوت است، اما هر دو به ابزار اندازه‌گیری دما اشاره می‌کنند.

اسم (noun)

📌 دماسنج

📌 مقیاس دما

📌 ترموسکوپ

جمله سازی با مقياس حرارة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أظهر مقياس حرارة الجسم ارتفاعًا بسيطًا، لذلك نصح الطبيب بالراحة وشرب السوائل.

دمای بدن کمی افزایش نشان می‌داد، بنابراین پزشک استراحت و نوشیدن مایعات را توصیه کرد.

💡 وضع العامل مقياس حرارة خاصًا داخل المختبر لمتابعة درجة الغرفة بدقة.

کارگر یک دماسنج مخصوص را داخل آزمایشگاه قرار داد تا دمای اتاق را به طور دقیق کنترل کند.

💡 اشترت الأسرة مقياس حرارة جديدًا لاستخدامه عند مرض الأطفال في المنزل.

خانواده یک دماسنج جدید خریدند تا وقتی بچه‌ها در خانه بیمار هستند از آن استفاده کنند.

💡 غالبًا ما يستخدم خبراء الأرصاد مقياس حرارة موحد في توقعاتهم.

هواشناسان اغلب در پیش‌بینی‌های خود از دماسنج استاندارد استفاده می‌کنند.

💡 اشترت أمي مقياس حرارة رقمي جديد لحقيبة الإسعافات الأولية لدينا.

مامانم یه دماسنج دیجیتال جدید برای جعبه کمک‌های اولیه‌مون خرید.

💡 استخدام مقياس حرارة رقمي يقلل الحاجة للتخمين بشأن درجة الحرارة.

استفاده از دماسنج دیجیتال نیاز به حدس زدن در مورد دما را کاهش می‌دهد.

کلمات مرتبط