در معنای نخست و کهن، «تکیهدار» به فردی گوشهنشین، زاهد، درویش یا قلندر گفته میشده است؛ یعنی کسی که از تعلقات دنیوی فاصله گرفته و زندگی ساده، عارفانه و زاهدانهای را برگزیده است. در این معنا، تکیهدار معمولاً با محیطهای مذهبی و عرفانی مانند تکیهها، خانقاهها و محل گردهمایی درویشان ارتباط داشته و شخصی اهل عبادت، انزوا و ریاضت شناخته میشده است. واژه «تکیه» در فرهنگ سنتی ایران به محل تجمع اهل تصوف، عزاداری یا عبادت گفته میشد و از همین رو «تکیهدار» میتوانست به فرد وابسته به چنین مکانهایی اشاره داشته باشد. در معنای دیگر، این واژه به نگهبان، متولی یا محافظ تکیه اطلاق میشده؛ یعنی کسی که مسئول نگهداری، اداره و مراقبت از تکیه و امور مربوط به آن بوده است. چنین شخصی وظیفه داشت نظم و امنیت آن مکان را حفظ کند و از وسایل و فضای آن مراقبت نماید. افزون بر این معانی سنتی، در زبانشناسی جدید، واژه «تکیهدار» معادل اصطلاح accented به کار میرود و به هجا یا واژهای اشاره دارد که دارای تکیه آوایی و تأکید در تلفظ است. در این کاربرد، تکیهدار بودن به معنای آن است که هنگام ادا کردن واژه، فشار یا تأکید صوتی بیشتری بر بخشی از آن قرار میگیرد و همان بخش برجستهتر شنیده میشود. این مفهوم در آواشناسی و دستور زبان اهمیت فراوانی دارد، زیرا جایگاه تکیه میتواند در آهنگ و معنای گفتار تأثیر بگذارد. به طور کلی، این کلمه واژهای چندمعنایی در زبان فارسی است که هم در معنای عرفانی و اجتماعی برای اشاره به درویش و متولی تکیه به کار رفته و هم در زبانشناسی به واژه یا هجای دارای تکیه و تأکید صوتی گفته میشود.
تکیه دار
لغت نامه دهخدا
تکیه دار. [ ت َ ی َ / ی ِ ] ( نف مرکب ) گوشه نشین و زاهد و قلندر و درویش. ( ناظم الاطباء ). || نگهبان و محافظ تکیه.
فرهنگ فارسی
گوشه نشین و زاهد و قلندر و درویش
فرهنگستان زبان و ادب
{accented} [زبان شناسی] ویژگی هجا یا واژۀ دارای تکیه
جمله سازی با تکیه دار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر به عقبی دیده داری کوت زاد آخرت ور به دنیا تکیه داری هست دنیا را زوال