wailsome

🌐 ناله کننده

غم‌انگیز و نالان؛ پر از ناله، یا برانگیزانندهٔ احساس سوگواری.

صفت (adjective)

📌 ناله کنان.

جمله سازی با wailsome

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 There’s a wailsome quality to winter winds that slip through old sash windows.

بادهای زمستانی که از میان پنجره‌های قدیمی می‌وزند، حال و هوای شیون‌آمیزی دارند.

💡 Her storytelling was tender rather than wailsome, even at its saddest moments.

داستان‌سرایی او، حتی در غم‌انگیزترین لحظاتش، بیشتر لطیف بود تا غم‌انگیز.

💡 The fiddle took on a wailsome edge that fit the storm outside.

صدای ویولن لحنی شیون‌آمیز به خود گرفت که با طوفان بیرون هماهنگ بود.