احمس
🌐 اهمس
دیکشنری عربی به فارسی
📌 اهموس
📌 آماسیس
📌 اهموسه
جمله سازی با احمس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وفي اعقاب الخطوات التي قام بها بسامتيك، وسّع احمس التجارة والعلاقات الدبلوماسية مع العديد من المدن الهيلينية.
به دنبال گامهایی که پسامتیخوس برداشته بود، اهموس روابط تجاری و دیپلماتیک خود را با بسیاری از شهرهای هلنی گسترش داد.
💡 تحدث احمس بثقة عن مشروعه الجديد أمام الفريق.
احمِس با اعتماد به نفس در مورد پروژه جدیدش در مقابل تیم صحبت کرد.
💡 أعجبني أسلوب احمس في تنظيم الوقت وإنجاز المهام بسرعة.
من روش احمس را در سازماندهی زمان و انجام سریع کارها دوست داشتم.
💡 كان احمس من أكثر الحاضرين نشاطًا في النقاش داخل القاعة.
احمِس یکی از فعالترین شرکتکنندگان در بحث داخل سالن بود.