فوقعت
🌐 افتاد
دیکشنری عربی به فارسی
📌 و من افتادم
📌 او افتاد
جمله سازی با فوقعت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 أسرعتُ في السير فوقعت حقيبتي من يدي على الرصيف.
تندتر راه رفتم و کیفم از دستم روی پیاده رو افتاد.
💡 ، فوقعت إلى الوراء على تمثالك مما يفسر وجود تجويف مكور في رأسها.
او به پشت روی مجسمه شما افتاد، که وجود یک حفره کروی در سرش را توضیح میدهد.
💡 عرّفني على الجاز الناعم، فوقعت في حبه على الفور.
او من را با موسیقی جاز ملایم آشنا کرد و من فوراً عاشق آن شدم.
💡 انقطع الحبلُ فجأة، فوقعت السلةُ الثقيلة على الأرض.
ناگهان طناب پاره شد و سبد سنگین به زمین افتاد.
💡 كانت تمشي بحذر، لكنّها زلّت للحظة فوقعت قرب الحديقة.
او با احتیاط راه میرفت، اما لحظهای پایش لیز خورد و نزدیک باغ افتاد.