احش
🌐 چیزها
«أحش» میتواند به ریشهٔ حشّ مربوط باشد که در برخی کاربردها به معنی جمع کردن، برچیدن، یا درو کردن میآید، و در مواردی نیز به سر و صدا / جنبوجوش یا معانی دیگر نزدیک است. این واژه بهتنهایی و بدون متن، معنی دقیق و قطعی نمیدهد، چون از نظر صرفی و کاربردی میتواند مبهم باشد.
جمله سازی با احش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 في المزرعة، احشْ العشبَ الجافَّ قبل هبوب الرياح.
در مزرعه، قبل از اینکه باد بوزد، علفهای خشک را کوتاه کنید.
💡 احشْ ما حول الطريق حتى يصبح المرور أكثر سهولة.
اطراف جاده را پر کنید تا تردد آسانتر شود.
💡 احشْ الحطبَ في الزاوية حتى يبقى المكانُ مرتبًا.
هیزمها را در گوشهای بچینید تا محل مرتب بماند.