حشي

🌐 پر شده

«حشي» از ریشهٔ «حشیّ / حشيش» می‌آید و غالباً به چیزی مربوط به گیاه، سبزه، یا علفِ تازه و خشک‌شونده اشاره دارد. در برخی موارد، می‌تواند صفتی برای چیز پوشیده از گیاه یا مرتبط با رویش سبز و علف‌گونه باشد. معنای دقیق آن بسته به کاربرد ممکن است متفاوت باشد، ولی محور اصلی‌اش «گیاهی و علفی بودن» است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 پر شده

📌 حیوانی تر

جمله سازی با حشي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كان المجلسُ حشيًّا بالضيوفِ حتى امتلأتْ المقاعدُ جميعًا.

مجلس مملو از مدعوین بود تا اینکه همه صندلی‌ها پر شد.

💡 بقيَ الطفلُ حشيًّا بالحماسِ وهو يركضُ في الحديقةِ طوالَ المساء.

کودک همچنان پر از هیجان بود و تمام عصر را در باغ می‌دوید.

💡 وصفَ الشاعرُ المكانَ بأنَّهُ حشيٌّ بالنسيمِ والضوءِ والهدوء.

شاعر این مکان را سرشار از نسیم، نور و آرامش توصیف کرده است.

کلمات مرتبط