الحش
🌐 حشیش
این واژه در عربی بسته به کاربرد میتواند معانی متفاوتی داشته باشد، اما یکی از معانی رایج آن به «جمعکردن» یا «انبوه کردن» نزدیک است. در بعضی لهجهها یا متون قدیمی ممکن است معانی محلی و متفاوتی داشته باشد. چون این واژه بهتنهایی کمکاربرد و مبهم است، برای تعریف دقیقتر به جملهٔ کامل نیاز دارد.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 چمن زنی
جمله سازی با الحش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مررنا بجانب الحش قبل أن نصل إلى الطريق الترابي.
از کنار چمنزار گذشتیم تا به جاده خاکی رسیدیم.
💡 تجنّب الطفل الحش لأنه كان مليئاً بالأشواك والحشرات.
کودک از چمن دوری میکرد چون پر از خار و حشره بود.
💡 كان الحش كثيفاً حول المزرعة، لذلك احتاج العمال إلى وقتٍ طويلٍ لتنظيفه.
علفهای اطراف مزرعه انبوه بودند، بنابراین کارگران برای پاکسازی آنها به زمان زیادی نیاز داشتند.